الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
34
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
برپا مىكند و اين مناسبت عظيم را گرامى مىدارد همچنانكه در بيشتر مناطق جهان اسلام ، مراسمى برپا مىگردد . ( 1 ) در آفاق يثرب ، بازتاب اين خبر شادىبخش ، پيچيد . امهات مؤمنين و ديگر بانوان از زنان مسلمان به خانهء سرور زنان شتافتند و او را بخاطر فرزند جديدش تبريك گفتند و با وى در سرور و شاديهايش مشاركت نمودند . ( 2 ) اندوه و گريستن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه مژدهء تولد سبط پيامبر اكرم به آن حضرت داده شد ، بلافاصله به خانهء بضعهاش فاطمه عليها السّلام شتافت ، در حالى كه قدمهايش را سنگين برمىداشت و غم و اندوه بر او چيره گشته بود ، پس با صدايى گرفته و اندوهناك صدا زد : « اى اسما ! پسرم را نزد من بياور » . ( 3 ) اسما ، وى را به آن حضرت داد . پيامبر او را در آغوش گرفت و بسيار بر او بوسه زد ، در حالى كه گريه را سر داده بود . اسما پريشان شد و گفت : « پدر و مادرم فداى تو باد از چه رو مىگريى ؟ ! » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه چشمانش از اشك پر بود ، به وى پاسخ داد : « بخاطر اين پسرم مىگريم » . حيرت و سرگردانى بر او دست يافته بود و معناى اين پديده و موضوع آن را درك نمىكرد . پس به سخن آمد و گفت : « او هم اكنون به دنيا آمده است » . ( 4 ) پيامبر با صدايى از غم و اندوه ، بريده به وى پاسخ داد و فرمود : « گروه جفاكار بعد از من او را مىكشند ، خداوند شفاعتم را از آنان دور سازد . . . » . سپس با اندوه برخاست و اسما را محرمانه گفت : « به فاطمه خبر مده چرا